تبليغاتX

A 5 Team
تبليغات
مطالب قبلي
خلاصه ی سریال ها
قسمت چهل و سوم جومونگ
حذفیات قسمت چهل و دوم جومونگ
قسمت چهل و دوم جومونگ
حذفیات قسمت چهل و یکم جومونگ
حذفیات قسمت چهلم جومونگ
حذفیات قسمت چهلم جومونگ
قسمت چهل و یکم جومونگ
قسمت چهلم جومونگ
اطلاعات مهمی در مورد کشور گوگوریو-کشور جومونگ
قسمت سی ونهم جومونگ
حذفیات قسمت سی و هشتم جومونگ
عروسک های جومونگ
عکسی از امضای هان هی جین - سوسونو
کارتون و بازی های افسانه جومونگ
خلاصه قسمت سی و هشتم جومونگ
دانلود سریال امپراطوری(پادشاهی) بادها
حذفیات قسمت سی و هفتم جومونگ
عکس های سونگ ایل گوک،송일국
عطر جومونگ
دانلود سریال جومونگ دوبله فارسی
تصاویری از دهکده جومونگ-بخش اول
قسمت سی و هفتم جومونگ
تقویم سال ۸۸ جومونگ
حذفیات قسمت سی و ششم جومونگ
حذفیات قسمت سی و پنجم جومونگ
حذفیات قسمت سی و چهارم جومونگ
قسمت سی و چهارم جومونگ
حذفیات قسمت سی و سوم جومونگ
جوراب با طرح جومونگ
تماس با من

وضعيت مدير:

به زودي
 
جستجو در وبلاگ

  

آرشيو وبلاگ
» خلاصه قسمت چهل و ششم تاجر پوسان

این قسمت اگه طبق روال گذشته باشه بوی پیچ خوردن نصف بیشترش میاید و ممکنه حتی سکانس آخر هم حذف بشه  مگر اینکه بخواند غافل گیر کنند


افسر لی (دوست چی سو) در پارتی حضور داره و به داینونگ میگه مشروب بریز بریم بالا داینونگ که توی شوکه حواسش نیست تا اینکه با صدای مسئولشون به خودش میاید و با دستهاس لرزون مشروب میرزه برای طرف و سانگوک که با دیدن این صحنه ها دلش به درد میاید

 

 

سانگوک هم دچار افسردگی روحی میشه و فقط مشروب میره بالا

بعد از مهمونی خدمتکاران ویژه پذیرایی در مورد کار امروزشون میکند ولی داینونگ حواسش یک جای دیگه است

و آثار بعد از ملاقات و گریه های حاصله دو طرف

فردا صبح سانگوک بوکتایی را میفرسته سراغ داینونگ تا بیاد به دیدنش ولی داینونگ هم قبول نمیکنه . سامبو هم از موضوع خبر دار میشه

سانگوک هم وقتی میفهمه خیلی ناراحت میشه و سریع گردش میکنه بر میگرده تای چیون و توی راه بوکتایی قضیه را به سامبو میگه

سونتاک و بانو وو هم به فرمانداری میاند تا گزارش کارها و خبرها را بدن که متوجه ناراحتی سانگوک میشند که سامبو قضیه را میگه و قرار میشه به کسی در این مورد چیزی گفته نشه

سانگوک هم اندر احوات اون شبه و دیگه دل دماغ درستی برای کار نداره

سامبو هم که چند روزه زنشو ندیده به بوکتایی پول میده و میگه میتونی یک تیکه ای این دور و برها برامون جور کنی

موکتایی هم یکی را پیدا میکنه و سامبو هم که چشم زنوشه دور دیده میره حالی بکنه با طرف

و در حین کار صاحب طرف که همون سر آشپز داگو توی یانگومه میاید اونجا و می خواد سامبو را گوش مالی بده که سامبو از ترس تا در خونه اش یک ضرب میدوه

سانگوک به جین هان میگه داینونگ زنده است ولی نخواست منو ببینه که جین هان میگه من میریم می بینمش و متقاعدش میکنم که بیاید شما را ببینه و فراریش بدی

جین هان پیش دانیونگ میره ولی دانیونگ دوباره میگه نمیخوام سانگوکو ببینم

خبر به سانگوک میرسه و دوباره دلش میشکنه

سانگوک برای آزادی داینونگ میره وساطت که حاکم هم وقتی دفتر خدمتکاراها چک میکنه میگه اصلاْ حرفشو نزن که اون خیانت کاره. و افسر لی هم متوجه موضوع میشه

سونگبایگیها دوباره برای مانسانگ توطئه چیدن که دو طرف میرند برای مذکره که با خط و نشون و دعوا ماجرا تمام میشه

از اون طرف می گیون هم آثار حامله گیش رو میشه و تصمیم بر این میشه که می گیون بره تای چیون پیش شوهرش

چی سو هم پیش افسر لی رفیقش میره و دوباره در مورد سانگوک توطئه چینی می کنند که افسر لی قضیه داینونگ را میگه

شکایت اشراف از کارهای سانگوک و توطئه افسرلی از طرف دیگه  کار خودشو میکنه و حاکم میگه شاه میخواد تو را ببینه

 

سانگوک هم پیش شاه میره و از کارهای خودشو و داینونگ و بی گناهی اون میگه تا اینکه شاه حکم ازادی اونو میده و احتمالاْ بانو دربار میشه و سانگوک هم تشویق میشه

حاکم هم به سانگوک میگه حالا میتونی داینونگ را با خودت ببری و سانگوک هم داینونگ بر میداره میره تای چیون

سامبو هم دوباره میره پیش اون زنه تا باحاش حال کنه و از قضا براش زیور الات هم خریده که می گیون و زنسامبو تازه وارد تای چیون میشند و زن سامبو هم متوجه موضوع میشه و گوش سامبو را میگیره و دعوا میشه

 

می گیون هم با هزار امید و آرزو میره به فرماندار تا خبر بچه دار شدنشون را یا سانگوک بده که همین موقعه میبنه سانگوک با حاج خانم وارد شدن و دلش میشکنه

می گیون خبر حامگی را میده و داینونگ هم میشنوه

فردا بوکتایی در مورد آینده داینونگ و علت اوردنش به اینجا را به سامبو میگه و سامبو هم از مشکلات که ممکنه پیش بیاد میگه میاید که رن سامبو هم چیزهایی میشنوه

جین هان هم خبر زنده بودن داینونگ و تلاشهای سانگوک را به ارباب پارک میده که ارباب پارک هم وقتی میشنوه خیلی خوشحال میشه و میگه خدا خیرش بده سانگوکو .

 

زن سامبو هم پیش می گیون برای داینونگ میزنه که می گیون میگه اونها قبلاْ همدیگه را میشناسند مهم نیست من به سانگوک اعتماد داره که زن سامبو میگه زمان بگذره معولم میشه مگه شوهر منو ندیدی و می گیون بدجور نگران میشه

 

افسر لی نتیجه شکست و آزادی داینونگ از بردگی را به چی سو میده و دوباره تصمیم میگیرند از راه دیگه ای توطئه کنند و به نتایجی هم میرسند

می گیون هم با چشم خودشو متوجه رفتار سانگو نسبت به داینونگ میشه و عمق ماجرا را میفهمه

می گیون هم داینونگ را صدا میزنه و با نگاه به داینونگ میگه دست از سر شوهر ما بردار صاحب داره و با اون برنامه شب را هماهنگ می کنند

سانگوک شب  میره توی اتاق خواب که میبینه به جای میگیون داینونگ منتظرش نشسته و رختخواب هم پهنه که اول خیلی جا میخوره ولی بعدش میشنه و نقل مجلس هم فقط گریه است

می گیون هم میاید اونجا و به کار سانگوک فکر میکنه

 

 » نويسنده: رضا  » تاريخ: جمعه هشتم شهریور 1387  » موضوع: سریال تاجر پوسان   » Balatarin  » داغ کن - کلوب دات کام  » +   »